محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )

57

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى )

باشد و بدى افكندن ميان مردم و برانگيختن جنگ و برافروختن آتش را نيز گويند . ارشد - با شين نقطه‌دار بر وزن ابجد جوهرى است كه آن را مرقشيشا خوانند و به عربى حجر النور گويند و در عربى زيادتى در رشد است يعنى رشيدتر . ارشك - به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و كاف به معنى رشك و حسد . ارشميدس - به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و كسر ميم به تحتانى رسيده و دال بىنقطه مضموم و سين بىنقطه ساكن نام حكيمى بوده يونانى انيس و جليس سكندر و در مؤيد الفضلا ارسمندش آمده است با شين بىنقطه و نون و شين نقطه‌دار و اللّه اعلم . ارشيا - بر وزن اصفيا به لغت زند و پازند تخت و اورنگ شهان را گويند . ارطميسا - به فتح اول و سكون ثانى و طاى حطى مفتوح و ميم به تحتانى رسيده و سين بىنقطه به الف كشيده به لغت رومى بوى مادران را گويند و چون آن را در خانه بگسترند جميع گزندگان بگريزند و آن را ارطاماسيا و ارطمساير خوانند به حذف تحتانى . ارطى - به فتح اول و طاى حطى و سكون ثانى و تحتانى به لغت رومى درخت وزك را گويند كه پده است و به عربى غرب خوانند و به كسر ثالث نيز همين معنى گفته‌اند . ارطيون - به فتح اول و طاى حطى بر وزن ارغنون نام حكيمى است رومى واو اعلم و افضل از همه حكماى روم بوده و به معنى عاقل و زيرك و دانا هم آمده است . ارغ - به ضم اول و سكون ثانى و غين نقطه‌دار بادام و پسته و فندق و گردكان و امثال آن را گويند كه درون آن تيز و تلخ و تند شده باشد . ارغا - با ثالث به الف كشيده بر وزن فردا جوى آب را گويند . ارغاب - بر وزن چرخاب به معنى ارغاست كه جوى آب و رودخانه باشد . ارغامونى - با ميم بر وزن افلاطونى به لغت يونانى نباتى است كه به صورت مانند خشخاش صحرائى و به رنگ نزديك شقايق نعمان باشد و آن را به شيرازى ماميثاى سرخ گويند برگ آن را بر چشم ورم كرده ضماد كنند نافع باشد . ارغاو - به فتح اول و سكون ثانى و ثالث به الف كشيده و به واو زده به معنى ارغاب است كه جوى آب و رودخانه باشد . ارغچ - به فتح اول و سكون ثانى و كسر ثالث و جيم فارسى ساكن گياهى است كه بر درخت پيچد و گاه باشد كه درخت را خشك كند و آن را به عربى عشقه گويند . ارغده - به فتح اول و دال ابجد و سكون ثانى و ضم ثالث به معنى غضبناك و خشمگين باشد و صاحب حرص و خداوند شره را نيز گويند . ارغژ - با زاى فارسى بر وزن و معنى ارغچ است كه عشق بىجان باشد . ارغشتك - به فتح اول و فوقانى و سكون ثانى و شين قرشت و كاف و ضم ثالث نوعى از بازى باشد كه دوشيزگان و دختران كنند و آن چنان است كه بر سر دو پا نشينند و كفهاى دستها را بر سر زانوها مالند و چيزها گويند و همچنان نشسته بر سر پاها برجهند و كفهاى دستها را برهم زنند . ارغك - به فتح اول و ثالث و سكون ثانى و كاف گياهى است كه بر درخت پيچد و به عربى عشقه گويند . ارغن - بر وزن ارزن نام سازيست كه آن را افلاطون وضع كرده و بيشتر نصرانيان و روميان نوازند و ارغنون همان است . ارغند - بر وزن فرزند به معنى خصم‌افكن و دلير و شجاع باشد و خشمگين را نيز گويند . ارغنداب - نام رودخانه‌اى است كه ما بين عراق و آذربايجان گذرد و نام رودخانه قندهار هم هست و معنى تركيبى آن خشمگين آب باشد چه ارغند به معنى خشمگين هم آمده است و بعضى گويند ارغنده آب است و ارغنده نيز به معنى خشمگين باشد و ها به كثرت استعمال افتاده است . ارغنده - بر وزن شرمنده به معنى حريص و خداوند شره باشد و مستى را نيز گويند كه طالب و حريص شراب باشد و به معنى قهرآلود و غضبناك هم آمده است .